معرفی و خلاصه کتابهای کتابخوان مرداد ماه
نام کتاب:قصه ما مثل شد
مجموعه پنج جلدی کتاب قصه ما مثل شد شامل صد و ده قصه حکایت و مثل است. آقای میرکیانی این ضرب المثل و قصه ها را از کتابها و منابع مختلف انتخاب و بازنویسی کرده است. ایشان در تالیف کتاب سعی کرده اند ساده یکدست و خلاصه بنویسند چرا که این کتاب برای مخاطبین نوجوان تالیف گردیده است.
کتاب مصوّر قصه ما مثل شد، اوّلین سری از «داستان های خواندنی در شب های ماندنی» است. این مجلّد حاوی داستان هایی با مضمون اخلاقی و پندآموز است. هر داستان بیان گر ضرب المثلی از ضرب المثل های رایج در زبان فارسی است که برای گروه سنی کودک و نوجوان به نگارش در آمده است. آنها با خواندن این داستان ها با چگونگی شکل گیری ضرب المثل ها آشنا می شوند
خورشید میماند(روایتی داستانی از زندگی شیخ بهایی)
کتاب «خورشید می ماند» روایت داستانی بر مبنای منابع و مستندات تاریخی از زندگی شیخ بهایی، فقیه، ریاضیدان و معمار بزرگ عصر صفوی است.
شیخ بهاءالدین محمد بن حسین عاملی معروف به شیخ بهایی از اندیشمندانی است که در بنیان نهادن مذهب شیعه در ایران و استوار کردن آن مخصوصا از قرن هفتم هجری به بعد تلاش های چشمگیری داشته است. داستان با کودکی شیخ در مکتب خانه، ورق می خورد و با غروب زندگی او به سرانجام می رسد؛ اما خورشید می ماند.
مقدمه بسیار کوتاه کتاب، نقل قولی از ملا محمدتقی مجلسی است که در آن آمده است: «بهاءالدین استاد کسی است که از وی استفاده نمودم، بلکه همچون پدری بزرگوار بود. او در زمان خود شیخ الطائفه و جلیل القدر و عظیم الشأن بود و حفظی بسیار داشت. من کسی را مانند او در کثرت علوم و وفور فضل و مقام عالی در زمان خود ندیدم.
در و صدف
این کتاب در چهار بخش شامل مباحث دینی، اجتماعی و سیاسی به رشته تحریر درآمده است. با توجه به بحث بر انگیز بودن موضوع حجاب در بین طرفدارانش در داخل وخارج کشور وگاه سهل انگاری و یا جهل برخی مسلمانان در این باب، نگارنده محترم سعی بر این دارد که خواننده را به تفکر و تأمل در چرایی و چگونگی این تکلیف الهی دعوت کند.
کتاب «درّ و صدف» پیرامون موضوع حجاب، از تألیفات استاد محمد شجاعی، در چهار بخش شامل مباحث دینی، اجتماعی و سیاسی به رشته تحریر درآمده است.
با توجه به بحث بر انگیز بودن موضوع حجاب در بین طرفدارانش در داخل وخارج کشور وگاه سهل انگاری و یا جهل برخی مسلمانان در این باب، نگارنده محترم سعی بر این دارد که خواننده را به تفکر و تأمل در چرایی و چگونگی این تکلیف الهی دعوت کند.
این کتاب نگاهی به عملکرد بسیجیان فنی و تعمیر کار واحد پشتیبانی و تدارکات سپاه پاسداران در دوران هشت سال دفاع مقدس دارد..
نویسنده اثر، ماجرا ها را از زمانی که کمتر از دو ماه از آغاز جنگ تحمیلی عراق علیه ایران گذشته، آغاز می کند. عباس علی باقری با مروری کوتاه بر زندگی اش و دودلی های خود برای حضور در جبهه ها، از زمانی می گوید که تصمیم می گیرد برای دو هفته به جبهه برود و ببیند در آن جا چه کاری از دستش برمی آید.
اولین اعزام باقری هجدهم آبان ماه سال 1359 است. به همراه چند نفر از دوستانش وارد پادگان ارتش در اسلام آباد می شوند. محلی که خودروهای خسارت دیده از انفجارها توسط تعمیرکاران شرکت خودرو سازی ایران ناسیونال تعمیر می شوند و عباس علی باقری و دوستانش که قرار است توانایی خود را در کار ثابت کنند، جیپی را که چپ کرده تعمیر می کنند. توانایی و سرعت آن ها باعث شهرت شان می شود.
پس از گذشت یک ماه ونیم از بازگشت آن ها از جبهه ها، باقری تصمیم می گیرد تیمی فنی و حرفه ای را برای تعمیر خودرو ها به جبهه ها ببرد. یافتن این نیرو های ماهر و مجاب کردن آن ها بخش مهمی از کتاب «عباس دست طلا» است و به نوعی انگیزه مردم برای حضور در جبهه ها و چرایی شرکت نکردن برخی افراد در دفاع مقدس را بیان می کند.
بخش دیگری از کتاب «عباس دست طلا» به ماجرای حضور خانواده باقری در اهواز و منطقه جنگی اختصاص دارد. فعالیت های وی تا پایان جنگ تحمیلی عراق علیه ایران ادامه پیدا می کند و مهارت او در تعمیر خودرو ها باعث می شود تا به او لقب عباس دست طلا را بدهند.
پنجاه و سه نفر
نویسنده کتاب سید مجتبی بزرگ علوی (1282 – 1375) که در 1330 منتشر شد. نام کتاب به شمار کسانی اشاره دارد که در زمان رضاشاه به جرم عضویت و فعالیت در گروهی اشتراکی بازداشت و محاکمه و به محکومیتهای متفاوت زندانی شدند و در رأس آنان "تقی ارانی" جای داشت. بزرگ علوی، که خود یکی از پنجاه و سه نفر و به هنگام بازداشت معلم بوده ضمن روایت رویدادهای واقعی، با هنر نویسندگی داستانی شیرین و جذاب و خواندنی پدید آورده است. وی در سه فصل این کتاب به شرح احوال و حوادثی پرداخته که از زمان بازداشت تا لحظه آزادی در 25 شهریور 1320 شاهد آنها بوده است. سرتاسر کتاب پر است از شرح برخوردهای توهینآمیز و خشونتبار مأموران اداره سیاسی با دستگیرشدگان که تصویری از فضای مختنق دوران دیکتاتوری رضا شاه به دست میدهد نویسنده در وصف رفتار زندانبانان اظهار میدارد که آنچه در زندان تحملناپذیر بوده و هر روز و هر ساعت تکرار میشده و با همه عادی شدنش درون او و هم زنجیرانش را به شدت به درد میآورده، توهین بوده است. وی از دلگی و فساد مأموران که حتی از اخاذیهای ناچیز روی گردان نبودند، و بی سوادی برخی از اعضای دستگاه قضایی ماجراهایی جالب نقل میکند.