ضامن آهو

ابوالفضل محمّد بن احمد بن اسماعیل سلیطى گفت: از حاکم رازى، دوست ابى جعفر عتبى شنیدم که می گفت مرا ابو جعفر به عنوان پیک پیش ابو منصور بن عبد الرزاق فرستاد،‏ روز پنجشنبه برای زیارت امام رضا (ع) از او اجازه خواستم. او در پاسخ به من گفت آنچه در بارۀ این مشهد (مرقد امام رضا) برای من اتفاق افتاده، برای شما نقل می کنم: در روزگار جوانی، نظر خوشی به طرفداران این مشهد نداشتم و در راه، به غارت زائران می‌ پرداختم، لباس‌ها، خرجی، نامه‌ها و حواله‌هایشان را به زور از آنان می‌ستاندم. روزی به شکار بیرون رفتم و یوزپلنگی را به دنبال آهویی روانه کردم. یوزپلنگ همچنان به دنبال آهو می‌دوید تا به‌ ناچار، آهو به کنار دیواری پناه برد و ایستاد. یوز هم در مقابل او ایستاد، ولی به او نزدیک نمی‌شد.

این است داستان اصلی ضامن آهو شدن، نه آن داستانی که امروزه شهرت یافته از امام رضا و صحبت کردن آهو و این مسائل .

از ان جهت لازم دیدم این نکته مطرح شود و مرور شود تا بدون سند بودن داستانی که بین مردم شهرت یافته است ثابت شود و در ضمن عادت کنیم به این که حرف هایمان از روی سند و مستدل باشد نه ساختگی یا بدون سند.

البته باز هم تکرار میکنیم شبیه این جریان که مردم برای امام رضا (ع) درست کرده اند برای امام سجاد علیه السلام واقع شده بود.

منبع: شیخ صدوق، عیون اخبار الرضا، ج ۲، ص ۲۸۵، جهان، ۱۳۷۸ق.
ایمنا