كشف ناشناخته های كودك از طریق نقاشی

             

بی آنكه نگاهم كند گفت: «دیگر مادرم را دوست ندارم، می خواهم موهایم را بكنم تا به من نگاه كند.» سوای فانتزی ها و تخیلات كودكان و پرداختن كلامی به پدیده هایی كه....
                           
نقاشی كودكان چه می گوید؟
 چندی پیش در نمایشگاه «نقاشی خط» دوستی صحنه یی توجهم را جلب كرد. كودك چندساله اش نگران از تكاپوی چند ماهه مادر برای فراهم كردن نمایشگاه، زانوی غم به بغل گرفته بود و در گوشه یی در حال نقاشی كشیدن بود. نقاشی زنی كه دارد فریاد می زند و موهای دختری كه روی زمین ریخته است. برایم شنیدن شرح نقاشی از كودك خردسال با اعلام موافقت خودش، جذاب به نظر رسید. بی آنكه نگاهم كند گفت: «دیگر مادرم را دوست ندارم، می خواهم موهایم را بكنم تا به من نگاه كند.» سوای فانتزی ها و تخیلات كودكان و پرداختن كلامی به پدیده هایی كه معمولاتنها در ذهن كودكان اتفاق می افتد، نقاشی آنها آیینه تمام نمای زبان الكنی ا ست كه دارند: واكنشی به جهان هستی و شناختی كه با توجه به موقعیت های قابل درك شان از دنیا دارند. آنچه كودك می كشد، ذهنیت او از عوالم، عواطف، توقعات و درگیری های ذهنی اوست.

  خلاقیت در نقاشی كودكان نخستین راه عبور آنها از خودسانسوری ا ست. پرورش خلاقیت همراه با ایجاد اطمینان خاطر برای كودك، موجب بروز حقیقت درونی او می شود. دامن زدن به اضطراب او از طریق كنترل آنچه می كشد یا دخالت در تشخیص اینكه بهتر است چه چیزی را نقاشی كند، مانع از پرورش خلاقیت و اعتماد به نفس در او می شود. هنگامی كه كودك رنگ ها را درك كرده و لمس می كند، از آن هراس ندارد كه اگر رنگ روی فرش خانه ریخت بعد از آن باید چه تاوانی را پس بدهد. ترس از تجربه كردن در نقاشی منجر به ترس از مواجهه با واقعیت های ناشناخته در بزرگسالی می شود. وقتی عواملی مانع از جسارت كودك در تجربه تركیب رنگ ها شود، چه بسا سرنوشت او تغییر كند و نتواند حتی علاقه اش به بازی رنگ ها در هنرهای مختلف را متوجه شود. در دوره نوجوانی همین محدودیت مانع از توجه و شناخت او نسبت به استعدادهای خاص هنری اش می شود. چه خوب است برای تجربه های ناب كودكان مان جز مداد رنگی كه نزد خانواده ها فراگیرتر است از گواش یا آبرنگ نیز استفاده شود. كشف تركیب رنگ ها به كودك می آموزد كه می تواند طبیعتی بزرگ تر را خلق كند. لذت كشف و فرآیند آن ایجاد «حس كنترل بر امور» را برای كودك در بر دارد. او می تواند فارغ از ترس و واهمه در فضایی امن همچون حیاط خانه، پارك، مهدكودك یا حتی مدرسه به خلق نقاشی با ابعاد بزرگ تر از كاغذهای دفترش بپردازد. این كار او را یك گام به سوی مدیریت امور و بروز شجاعت در كشف ناشناخته ها نزدیك تر می كند. هنگامی كه كودك نقاشی می كشد، در درجه اول رضایت شخصی خود را طلب می كند. برای او تفسیر یا تایید بزرگسالان هیچ اهمیتی ندارد. برای رهایی خود از سوالاتی كه از او می پرسند، دست به خیال پردازی یا داستان سرایی های فانتزی و غیرواقعی می زند، حتی در برخی مواقع هنگامی كه از سوال های دیگران كلافه می شود، ترجیح می دهد نقاشی خود را پاره كند و خود را از زیر بار نگاه های پرسشگر بزرگسالان برهاند. این بزرگ ترین ضربه یی است كه پرسش های مكرر موجب آن می شود. كودكان در كلاس های نقاشی، از كنار هم بودن و كارهای گروهی لذت می برند. مربی خود را دوست دارند و مهم تر از دوست داشتن به او اعتماد دارند. وقتی مربی از تمامی همسالان شان درباره آنچه كشیده اند سوال می كند، این را نوعی بازی می یابند و تصور می كنند باید همچون دوستان شان برای آنكه چرخه این بازی ادامه پیدا كند، به پرسش ها پاسخ دهند. تشویق مربی و دوستان را می پذیرند و از آن لذت می برند. اما قرار دادن كودك در موقعیتی مشابه در خانه و با نظارت اقوام و دوستان باعث شرم كودك در پاسخ دادن به سوال ها می شود.

 گاهی كودك در پایین نقاشی اش چیزهایی می نویسد. او سواد ندارد اما می داند كه می تواند به شیوه كتاب های قصه، جدا از نقاشی، چیزهایی را كه «نوشته» نام دارد در گوشه نقاشی اش بنویسد. گاهی دوستان او كه سواد خواندن و نوشتن دارند او را مسخره می كنند و تاكید دارند كه این خطوط بی معنی در هیچ الفبایی مفهومی نخواهند داشت. فرزندان بزرگ تر كه حوصله شان از نقاشی كشیدن های پیاپی كودكان سر می رود نیز این واكنش را به كرات نشان می دهند. خراب شدن دنیای ساخته شده بر اساس رنگ ها، تنها با یك جمله از قبیل چنین عكس العمل هایی به یكباره فرو می ریزد. و سیاهی و یاس جایگزین آن می شود. معمولاكودكان در نقاشی خود جایگاهی برای خویش متصورند و خود در نقاشی حضور دارند. نزدیك ترین فرد به آنها در نقاشی همان كسی است كه كودك نزد او آرامش، امنیت و دوست داشتن را تجربه می كند. ممكن است كودك فردی را كه در نزدیك ترین فاصله تصویر می كند، بزرگ تر از ابعاد خانه و چیزهای دیگر در نقاشی بكشد. این اصلا عجیب نیست. حتی ممكن است دیگر آدم های نقاشی شده اعضا و اجزای كاملی نداشته باشند اما آدمی كه در كنار اوست و امنیتش را تضمین می كند، با جزییات كامل كشیده شود. از اینكه پدر خانواده در عكس خارج از خانه قرار دارد، كودك را مورد غضب قرار ندهید. این حقیقت بیرونی زندگی اوست. به جای خشونت علیه كودك به راه حلی برای حضور همه اعضای خانواده در خانه بپردازید. كودكانی كه در نقاشی های خود به كشیدن عناصر طبیعی طبیعت همچون خورشید، درخت، دریا و گیاهان و سایر موجودات زنده اهمیت می دهند، نشاط و زندگی بدون دغدغه یی را تجربه می كنند. وجود طبیعت در آثار كودكان، همسو شدن آنها با جهان طبیعی و دوستداری و توجه آنها به پدیده های طبیعی را نشان می دهد. كودكان منزوی و خشمگین به طور معمول نمی توانند با طبیعت نیز همچون سایر پدیده ها ارتباط بگیرند. فرهنگ و طرز زندگی كودك در خانواده در ارتباطی كه او با طبیعت برقرار می كند، نقش بسزایی دارد. خانواده یی كه دوستدار حقوق حیوانات است، آشتی با حیواناتی از جمله سگ، مرغ، خروس و... را به بچه ها می آموزد و معمولا این موجودات در نقاشی كودك حضور دارند. اگر كودك حیوانی درنده را در نقاشی خود به عنوان عنصر اصلی نقاشی كند، نشانگر ترس و اضطراب پنهان او از وقایعی در زندگی ا ست. كودكان با نقاشی های خود زندگی می كنند و این تصاویر تنها برای آنها سرگرمی یا تفریح قلمداد نمی شود. خانواده یی كه اجازه می دهد فرزندشان بخشی از خانه را با نقاشی هایش تزیین كند به هویت او احساس استقلال می دهد.


گردآوری: گروه فرهنگ و هنر سیمرغ
www.seemorgh.com/culture
  
منبع: روزنامه اعتماد

حكایت شن و سنگ

 

 

حكایت این گونه آغاز می‌شود كه دو دوست قدیمی در حال عبور از بیابانی بودند. در حین سفر این دو سر موضوع كوچكی بحث می‌كنند و كار به جایی می‌رسد كه یكی كنترل خشم خودش را از دست می‌دهد و سیلی محكمی به صورت دیگری می‌زند. دوست دوم كه از شدت ضربه و درد سیلی شوكه شده بود بدون اینكه حرفی بزند روی شن‌های بیابان نوشت:

 

«امروز بهترین دوست زندگیم سیلی محكمی به صورتم زد.»

 

آن‌ها به راه خود ادامه دادند تا اینكه به دریاچه‌ای رسیدند. تصمیم گرفتند در آب كمی شنا كنند تا هم از حرارت و گرمای كویر خلاص شوند و هم اتفاق پیش آمده را فراموش كنند. همچنانكه مشغول شنا بودند ناگهان همان دوستی كه سیلی خورده بود حس كرد گرفتار باتلاق شده و گل و لای وی را به سمت پایین می‌كشد. شروع به داد و فریاد كرد و خلاصه دوستش وی را با هزار زحمت از آن مخمصه نجات داد. مرد كه خود را از مرگ حتمی نجات یافته دید، فوری مشغول شد و روی سنگ كنار آب به زحمت حك كرد:

 

«امروز بهترین دوست زندگیم مرا از مرگ قطعی نجات داد.»

 

دوستی كه او را نجات داده بود وقتی حرارت و تلاش وی را برای حك كردن این مطلب دید با شگفتی پرسید: «وقتی به تو سیلی زدم روی شن نوشتی و حال كه تو را نجات دادم روی سنگ حك می‌كنی؟» مرد پاسخ داد:

«وقتی دوستی تو را آزار می‌دهد آن را روی شن بنویس تا با وزش نسیم بخشش و عفو آرام و آهسته از قلبت پاك شود. ولی وقتی كسی در حق تو كار خوبی انجام داد، باید آن را در سنگ حك كنی تا هیچ چیز قادر به محو كردن آن نباشد و همیشه خود را مدیون لطف وی بدانی.» 

 

یاد بگیریم آسیب‌ها و رنجش‌ها را در شن بنویسیم تا فراموش شود

و خوبی و لطف دیگران را در سنگ حك كنیم تا هیچ گاه فراموش نشود.

 

ما آمده ایم تا با زندگی كردن قیمت پیدا كنیم نه به هر قیمتی زندگی كنیم!

گلايه دكتر شريعتي از خدا و جواب سهراب سپهري از زبان خدا

ادامه نوشته

نقش بازی برای کودکان

توسط : سيد محمد موسوي گوکي
روانشناسی بازی

انسان نیاز به حرکت و جنبش دارد و بازی بخش مهمی از این نیاز است. هر فرد برای رشد ذهنی و اجتماعی خود، نیازمند اندیشه و تفکر است و بازی خمیر مایه این تفکر و اندیشه است. آمادگی جسمی و روحی برای مقابله با مشکلات بخشی از فلسفه ی بازی کودکان است، بنابراین، بازی هر چه گسترده تر، پیچیده تر و اجتماعی تر باشد کودک از مصونیت روانی بیشتری برخوردار می شود. کشف دنیای اطراف بخش دیگری از فلسفه بازی است که کودک حس کنجکاوی خود را از این طریق ارضا می کند. بازی تن و روان کودک را ایمنی می بخشد و مسؤولیتهای اجتماعی و اقتصادی را که در آینده باید بدون کشید به او می آموزد. کودک با بازی کردن موقعیتی بدست می آورد تا اعتقادات، احساسات و مشکلات خود را پیدا کند و مهارتهای زندگی را بیاموزد.\" رابرت وایت\" میگوید: «ساعات زیادی را که کودکان صرف بازی می کنند نمی توان به هیچوجه تلف شده تلقی نمود، بازی ممکن است شادی بخش باشد ولی در دوران کودکی یک کار جدی است ». بدون تردید بازی بهترین شکل فعالیت طبیعی هر کودک محسوب میشود. تعـــــریف بـــازی : به هرگونه فعالیت جسمی یا ذهنی هدفداری که به صورت فردی یا گروهی انجام پذیرد و موجب کسب لذت و اقناع نیازهای کودک شود، بازی می گویند.

نقش بازی در رشـــد اجتماعـــی کـــودک:
موجب ارتباط کودک با محیط بیرون می شود و دنیای اجتماعی او را گسترش می دهد. موجب شکـــوفایـــی استعدادهای نهفته و بروز خلاقیت می شود. همکاری ، همیاری و مشارکت کــودک توسعه می یابد. با رعایت اصول و مقــــررات آشنا می شود. همانند سازی با بـــــزرگسالان را مـــــی آموزد. با مفهــــوم سلسله مــــراتب آشنا شده و آنــــرا رعایت می کند. رقابت را می آموزد و شکست را بطور واقعــــی تجربه می کند. قدرت ابراز وجود پیدا می کند و از ترس، کمرویـی و خجالت بیهوده رها می شود. حمایت از افــــراد ضعیف را مـــی آموزد.
نقش بازی در رشــد عاطفـــی کــــودک:
نیاز به بـــرتری جویــــی را ارضا می کند. موجب ابراز احساسات، عواطف ، ترس ها و تردیدها ، مهر و محبت ، خشم و کینه و نگرانی ها می شود. تمایل به جنگجویــی و ستیـــزه گــــری را کم می کند. « برون نگــــری» کــودک را افــزایش می دهد. نقش بـــازی در رشد جسمـــی کـــودک : مـــوجب رشد هماهنگ دستگاهها و اعضای مختلف بدن می شود. باعث تقویت حواس کــــودک می شود. نیـــرو و انرژی بدن را به بهتـــرین شکل مصرف می کند. کـــودک به تــوانمندی های فکـــری و بدنی خود آگاهـــی پیدا می کند.
نقش بــــازی در رشد ذهنــــی کـــودک :
در یادگیــــری زبان نقش بسزایــــی دارد. در رشــــد هـــوشــــی کـــودک بسیار مؤثــــر است. با مفاهیــــم ساخت، فضـــا و شکــــل آشنا مـــــی شــود. رفتــارهای هـــوشمندانه کـــودک تقویت می شود. موقعیت استفاده از قوه تخیل در کـــودک به وجود می آید. زمینه بهتـــــری بـــرای تفکــــر فـــراهم می کند. انــــواع بازی هـــا: کودکان روحیات متفاوتی دارند و با توجه به ویژگیهای خود، بازیهای مختلفی را تجریه می کنند.
عواملی که در انتخاب نوع بازی کودکان دخالت دارند عبارتند از :
تفاوتهای فردی، میزان سلامتی، سطح رشد جسمی و حرکتی، بهره هوشی، جنسیت، خلاقیت، فرهنگ خانواده و موقعیت جغرافیایی بر همین اساس بازی به انواع گوناگون تقسیم می شود:


۱- بـــازی های جسمــــی : از قدیمی ترین نوع بازیهاست، به ابزار مخصوص نیازمند است ، هم به صورت انفرادی و هم به صورت گروهی انجام می شود، برای مصرف انرژی اضافی بدن و نجات یافتن از خستگی و کسالت بسیار مفید است و رفتارهای ناآرام و پرخاشگری توأم با عصبانیت کودک را کاهش می دهد.
۲- بــــازی های تقلیــــــدی : کودک به تقلید نقش هایی می پردازد که آنها را باور کرده است. معمولاً بهترین شخصیت ها برای شروع ایفای نقش ، والدین، برادران ، خواهران و دوستان هستند. کودک از ایفای نقش آنان لذت برده و تجربه کسب می کند. در دوره ی دبستان بیشتر نقش معلمان را تقلید می کند، در حالی که در دوره ی نوجوانی از تقلید رفتار بزرگسالان دوری می کند و به تقلید رفتار همسالان می پردازد که این خود آغازی است برای هماهنگی و همسو شد با گروههای اجتماعی و ایفای نقش های واقعی زندگی.


۳- بـــازی های نمایشــــی : کودک در تقلید از بزرگترها از لباس و وسایل مخصوص آنها نیز استفاده می کند، مانند پسر کوچکی که کت پدر را به تن کرده، عینک او را به چشم می زند و یا دختر بچه ای که کفش پاشنه دار مادر را پوشیده و به زحمت راه می رود.


۴- بــــازی هـــــای نمــــادی: زمانی که کودک دستیابی به ابزار و وسایل مورد نیاز خود را غیرممکن می بیند، نیازها و آرزوهای خود را با استفاده از وسایل نمادین و از طریق بازی بیان می کند. برای مثال بر تکه ای چوب سوار شده، این طرف و آن طرف می رود، مانند این که سوار بر اسبی شده و آن را هدایت می کند. این نوع بازی ها یکی از بهترین شیوه های بازی درمانی محسوب می شوند.

۵- بــــازی های آمــوزشـــی : مهمترین وسیله آموزش کودک ، استفاده از وسایل بازی مناسب است، مانند مکعب های چوبی که کودک با جور کردن و دسته بندی کردن آنها می تواند با مسائل اساسی اما ساده و آسان ریاضی آشنا شود. از خانه ی کوچک اسباب بازی برای آشنا کردن کودک با واقعیت های موجود زندگی می توان استفاده کرد. بازی های آموزشی موجب تقویت حواس و رشد قوای ذهنی و اجتماعی کودک می شوند، به شرط آن که سعی کنیم کنترل اصلی بازی در اختیار کودک باشد و جهت و مسیر آن را او تعیین کند.


۶- بــــازی های خلاقیتـــــی : کودک از طریق به وجود آوردن چیزی، عقاید و احساساتش را اظهار می کند ، مانند نقاشی، موسیقی ، خمیربازی، شن بازی و یا استفاده از لغات که او را قادر می سازد تا در آینده داستان شعر و نمایشنامه بنویسد.


تـــوصیه هایـــی بــــرای والــــدیــــن :

۱- به بازی کـــودکان اهمیت دهیم، زیرا زندگی آنها در بازی، شکل واقعی به خود می گیرد.
۲- تلاش کنیم تا بازیهای کودکان متناسب با فرهنگ و ارزشهای خانواده باشد.
۳- با دقت در تفکرات خلاق و پویایی کودکان در حال بازی می توانیم با چگونگی شخصیت آنها بیشتر آشنا شویم.
۴- در بازی کودکان دخالت نکنیم اما راهنما و کمک کننده خوبی باشیم.
۵- با همبازی شدن با کودکان راه دوستی ها را باز کنیم و راه پنهان کاری های دوره نوجوانی را ببندیم.
۶- کاری کنیم که بازی به صورت تجربه ای لذت بخش در ذهن کودک باقی بماند.
۷- بـــرای متوقف کردن بازی از امـــر و نهی استفاده نکنیم.
۸- با توجه به روحیه ی کنجکاو کودک، به گونه ای او را راهنمایی کنیم که به تفکر مثبت و اندیشه خلاق و سازنده دست یابد.
۹- مراقب باشیم که محیط بازی موجب آسیب جسمی، فکری و یا روانی نشود.
۱۰- در انتخاب نوع بازی، به سن ، جنس و توانایی های فرزندمان توجه کنیم.
۱۱- نوع و مدت زمان بازی فرزندمان را طوری کنترل کنیم که از فشارهای هیجانی و روحی بیش از حد دور باشد( به ویژه بازی های رایانه ای).
۱۲- بـــرای انتخاب الگوهای صحیح، زمینه مناسبی را برای بازی های تقلیدی کـــودکانمان فراهم نماییم.
۱۳- از محدود کـــردن کـــودک در هنگام بازی بپــرهیـــزیم.
۱۴- وسایل بازی را مناسب سن و رشد جسمی و ذهنی کودک تهیه کنیم
۱۵- آداب اجتماعی و چگونگی رفتار با دیگران را ضمن همبازی شدن با کودکان می توانیم به صورت غیرمستقیم به آنها بیاموزیم.
۱۶- به مطالب و نحوه ی بیان کودکان در بازی به خوبی توجه کنیم، زیرا احساسات و مشکلات زندگی واقعی آنها در بازی منعکس می شود.
۱۷- برای انتخاب همبازی های خوب، فرزندمان را غیر مستقیم راهنمایی کنیم، زیرا رفتارهای یک همبازی خود تأثیر بسیار مثبتی در آینده ی او خواهد داشت.
۱۸- اگر در حضور فرزندمان با وسایل موجود در خانه برای او اسباب بازی (ماشین ، عروسک و ...) بسازیم، ارتباط عاطفی میان ما و کودکانمان تقویت خواهد شد.
۱۹- برای تقویت حس همکاری و مسؤولیت پذیری فرزندمان با او توافق کنیم که پس از بازی، اسباب بازی های خود را جمع کرده و سرجایش بگذارد و گرنه دفعه بعد اجازه استفاده از آنها را نخواهد داشت.
۲۰- از فرزندمان بخواهیم که اجازه دهد تا همبازی هایش از اسباب بازی های او استفاده کنند، زیرا این کار موجب تقویت حس نوع دوستی و تسهیل در ارتباط با دیگران می شود.
۲۱- اسباب بازی گران قیمت ممکن است وسیله بازی مفیدی نباشد. هنگام خرید توجه داشته باشیم که اسباب بازی باید بتواند قدرت خلاقیت و سازندگی فرزندمان را رشد دهد. وسایل بازی جورکردنی، پازل ها، خمیربازی، گل رس و .... اسباب بازی های مناسبی به شمار می روند.
۲۲- اگر کودکان در هنگام بازی با هم اختلاف پیدا کردند اجازه بدهیم خودشان مشکل را حل کنند. در صورتی که اختلاف تشدید شود فقط آنها را از هم جدا کنیم و هرگز از یکی از طرفین ، جانبداری نکیم.
۲۳- در محیط های بازی گروهی مثل زمین بازی کودکان در پارک ها، اجازه دهیم بچه ها با هم دوست شوند و بازی کنند، از وارد شدن به محیط بازی کودکان بپرهیزیم.
۲۴- از همبازی شدن کودکان با افراد بزرگتر از خود به ویژه «نوجوانان و جوانان» اکیداً جلوگیری کنیم.
۲۵- کودکان همواره نیازمند بازی هستند، پس اسباب بازی های مناسب هر مکان را همراه خود داشته باشیم.
۲۶- کودکان باید به مجموعه ای از بازی های جسمی، اجتماعی، عاطفی و ذهنی بپردازند. هنگامی که فقط یکی از بازی ها را انجام می دهند(مثلاً بازی های رایانه ای) از رشد اجتماعی، جسمی و عاطفی محروم شده و احتمال بروز عصبانیت و پرخاشگری در آنها افزایش می یابد. آخــــر اینکـــه : « بــازی دنیای کــــودکان است، با دنیـــای کــــودکان بازی نکنید. »

 

نقش بازی در کودکان

نقش بازی در کودکان جام جم-بازی در نگاه متخصصان علوم انسانی بازی نیست؛ فرایندی است که در اعتلای هوش، دانایی و شخصیت کودک نقش قطعی دارد.مدتهاست که نقش مهم بازی در کار آموزش کودکان مورد توجه قرار گرفته و به اهمیت آن در رشد، پیشرفت و یادگیری کودکان توجه شده است به اعتقاد کارشناسان بازی فرصت گرانبهایی برای یادگیری فراهم می سازد. کودکان از بازی برای افزایش علم و اطلاع خود استفاده می کنند. بازی در حقیقت روی تمام جنبه های یادگیری کودک تاثیر مثبت می گذارد، برهوش و فراست کودک می افزاید: مهارتهای اجتماعی را در اختیار او قرار میدهد و به جنبه های احساسی، جسمانی و کلامی او اضافه می کند. بازی در عین حال زمینه جدیت، اهتمام، تصمیم گیری، حل مسایل، همکاری و ابتکار در کودک را افزایش می دهد. بازی کار نیست، حقیقی، جدی، مولد و چیزی از این دست نیست ولی

کار می تواند توام با بازی شادی بخش شود. بازیگران دنیایی خلق می کنند که از آنچه ما زندگی می پنداریم حقیقی تر و جدی تر است. بازی به کودکان فرصت شناخت دنیای پیرامون را می دهد و زمینه ای فراهم می کند تا کودکان نقطه نظرها و احساسات خود را بیان نمایند. همبازی شدن با کودک به جای راهنمایی او هنگام بازی بر طول مدت بازی او می افزاید و کودک از بازی لذت بیشتری می برد. به طور کلی بازی در رشد و تعالی کودکان اثر بسزایی دارد مقدمه بازی درمانی یکی از روشهای مؤثر در درمان مشکلات رفتاری و روانی کودکان است. بطور کلی بازی نقش مؤثری در رشد کودک دارد و در خلال بازی می‌توان به بسیاری از ویژگیها ، مسائل و رشد کودک پی برد. بازیهای کودکان مختلف و نوع ویژگیهایی که از خود ظاهر می‌سازند تفاوتهایی با یکدیگر دارند. هر چند نوع بازیها در گروههای سنی و بچه‌های گروه سنی مشترکاتی دارد، اما نوع شرکت کودک در بازی اهمیت ویژه دارد. بازی درمانگر در واقع از موقعیت بازی برای ایجاد ارتباط با کودک استفاده می‌کند و تلاش می‌کند به تخلیه هیجانی او و حل و فصل مشکلات او در زندگی عادی‌اش بپردازد. ویرجبینا و اسلاین از بازی درمانگران مطرح در این زمینه هستند. اصول بازی درمانی اسکلاین در سال 1982 اصول پایه‌ای را برای اجرای روش بازی درمانی معرفی می‌کند و معتقد است بدون رعایت این اصول رابطه و شرایط اولیه برای بازی درمانی ایجاد نخواهد شد. • درمانگر باید به توسعه یک رابطه گرم و دوستانه با کودک بپردازد. این رابطه اهمیت شایان توجهی بر مؤثر بودن این روش خواهد شد. شاید درمانگر ناچار شود برای ایجاد چنین رابطه‌ای ویژگیهایی را در موقعیت بازی بپذیرد. همانطور که در شیوه‌های روان درمانی بزرگسالان ایجاد رابطه مفید بسیار ضروری و در واقع اساس کار است، در بازی درمانی کودکان نیز ایجاد چنین رابطه‌ای گام اول در شروع درمان است و بدون آن هیچ پیشرفت در کار درمان بوجود نخواهد آمد. • درمانگر پذیرش بدون قید و شرط از کودک داشته باشد. به عبارتی کودک بدون در نظر گرفن ویژگیهای خوب و بدی که دارد یا کارهای خوب و بدی که دارد مورد پذیرش قرار بگیرد. عکس این حالت زمانی اتفاق می‌افتد که درمانگر والدین یا اطرافیان به کودک چنین می‌گویند. چون این کار بد را انجام دادی دیگر دوستت ندارم، گفتن چنین مطالبی به کودک یا ایجاد شرایطی که چنین پیغامی را به کودک برساند، در کودک احساس پذیرش بدون قید و شرط را خدشه‌دار می‌سازد. کودک لازم است احساس کند او را بدون در نظر گرفتن کارهایش دوست دارند، او موجود ارزشمندی است و اگر تنبیهی اتفاق می‌افتد کاری که توسط او انجام گرفته زشت بوده و نه شخصیت او. بر این اساس درمانگر تلاش می‌کند در طول جریان بازی درمانی چنین احساسی را در کودک زنده کند. • باید شرایط و موقعیتی حاکی از احساس آزادی برای کودک بوجود بیاید. بازی درمانگر این کار را با کنار گذاشتن روشهای محدود کننده سخت گیرانه انجام می‌دهد، تا کودک احساس آزادی کند. این آزادی ، آزادی در عمل و رفتار و همچنین آزادی در احساس را شامل می‌شود. بطوری که بتواند احساست خود را بدون احساس محدودیت ظاهر سازد. به عنوان یک مثال در یک جلسه بازی درمانی کودک چنین آزادی را احساس می‌کند که عروسک کوچکی را که نمادی از برادر کوچکتر است، مفصلا کتک بزند. • درمانگر حضور فعال و عملکرد سریعی در جریان درمان دارد. بر حسب شرایط و موقعیتهایی که پیش می‌آید رفتارهایی که از کودک سر می‌زند به موقع وارد عمل می‌شود و با مداخله مثلا تفسیر احساسات و استفاده از رفتارهای جایگزین به کودک کمک می‌کند. • درمانگر تواناییهای کودک را مهم و با اهمیت می‌شمارد و تلاش می‌کند و در فرصتهای مناسب از آنها برای حل مشکل استفاده کند. درمانگر برای این کار باید تلاش زیادی در جهت شناخت کودک و بویژه تواناییهای او انجام دهد و زیرکانه از این تواناییها به نفع کودک استفاده کند. به عبارتی به صورت فعالانه‌ای کودک را در جریان درمان شرکت می‌دهد و با تأکید بر مهارتهای او ، او را در جریان درمان بطور مسئولانه هدایت می‌کند. • در شرایطی که در جریان بازی درمانی ایجاد می‌شود بیشترین نقش اولیه را کودک ایفا می‌کند. کودک شرایط بازی را می‌سازد و بازی درمانگر به عنوان هدایت کننده و تفسیر کننده روشهای او را پیگیری می‌کند. درمانگر هیچ نوع بازی و شرایطی را برای کودک القا نمی‌کند و کودک را آزاد می‌گذارد تا به بازی بپردازد و درمانگر آن هوشیارانه بازی او را مورد بررسی قرار می‌دهد و از آن برای درمان کودک استفاده می‌کند

مسابقه نقاشی

موضوع:آزاد

زمان:از همین الان تا ۳۰ مرداد ماه

مکان:کتابخانه شهرک البرز--بخش کودک

گروه سنی:۶ تا ۱۲ سال

بچه ها منتظریم..........

آب را گل نکنیم

به نام خالق تمام خلایق

«آب را گل نکنیم؛شاید این آب روان

می رود پای سپیداری تا فرو شوید اندوه دلی....»

اطراف شهر باغهای زیبا چون بهشت شداد خودنمایی می کنند و درختان سپیدار سر بر فلک کشیده و قامتشان را به رخ سبزه های شوره زار کویر می کشند.. و در طلوع صبح زیبای بهاری فصلی از نو شدن را تکرار می کنند؛ چشمه ها جوشنده و بالنده اند ؛زمین در حال رویش و رودهای خروشان می روند تا حرکت را معنا بخشند در بیشه های اندوه پیرمردی بر درختی تکیه زده شاید درخت سپیدار یا چناری باشد.. نمی دانم فقط می دانم که خسته است دستانش پینه سالهای جوانی را به ارمغان دارد؛ پیشانی اش شکنندگی سالها خاطره را در تقدیر به تصویر کشانده.روزها بی گاه شد و او با بیلی که از تنه همان سپیدار بود کار کرد ؛ زمین را جان دوباره بخشید و رگهای حیات را در قلب زمین جاری کرد علفهای هرز را از زمین جدا کرد و ما بی تفاوت به نگاه او و دستانش بر سر جوی نشستیم و به جای آنکه گذر عمر را ببینیم و به جای آنکه اندوه دلی را بشوییم و به جای همه اینها ...آب را از مسیرش خارج کردیم در آب بی تفاوت به آن نگاههای خسته بازی کردیم تا کبوتران آب نخورند و مردمان آبادی تشنه بمانند.با گذر از پس کوچه های شهر به جای آنکه از تماشای جریان آب و صدای زیبایش لذت ببریم مردمانی را می بینیم که در حال شستن ماشینهای خود هستند بی تفاوت به صدای آب و صاحبان آب زلال ...کارواشهای پیشرفته امروزی چه فایده ای دارند وقتی که من و تو نمی خواهیم بپذیریم ؛ تنها آن پیرمرد خسته نیست که منتظر آب و جریانش برای درختان تشنه باغش است.بلکه صدها جان دیگر از درخت، آدم و پرنده در انتظارند تا آب روان را ببینند و تداعی آیه « از آب هر چیزی ا زنده گردانیدیم»(21:30) را در لحظه لحظه جوشش آب به جریان درآورند.ما را چه می شود که اب حیات را بیهوده هدر می دهیم و کارواش در مسیر آب روان برای خود درست کرده ایم.آیا لحظه ای خود را به جای آن پیرمرد خسته گذاشته اید؟! ببینید چه قدر اندوهگین می شود که درختان باغش کمتر آب می خورند. چرا من و تو سهم طبیعت را به تسخیر درآورده ایم و به سهم خود قناعت نکرده ایم.مگر ندانسته ایم که به فرمایش مولایمان علی(ع)«قناعت گنج بزرگی است» و «نشانه عزت نفس است» چرا اینگونه عزت نفس خود را پایمال می کنیم.بیاییم دیدگانمان را به طبیعت باز کنیم و دوردستها را هم ببینیم.سر سفره هایمان روزی حلال بیاوریم.شاید روزی خودمان گرد پیری و ناتوانی جسمانیمان را ببینیم و ... آب را گل نکنیم و به کارواش ماشین تبدیل نکنیم بگذاریم رود زندگی همیشه جاری باشد تا از جریان نیافتند این رگهای حیات...

پس

«مردمان سر رود ،آب را می فهمند

گل نکردندش،ما نیز آب را گل نکنیم...»